خرید بک لینک
بعد از یک هفته از مشهد برگشتیم 3 روز استراحت کردیم و با دوستان راهی شمال ایران، تالش شدیم. 4 ماشین بودیم. ظهر رسیدیم شهر تالش. میزبان که دوست یکی از همسفران بود تدارک ناهار دیده بود. مرغ شکم پر. شکم هایمان که پر شد کمی استراحت کردیم و حوالی ساعت 5 راهی ارتفاعات و ییلاقات تالش شدیم. 1 ساعت و نیم رانندگی کردیم تا به مقصد رسیدیم. اما چه مقصدی؟ روستایی زیبا و سرسبز. با هوای حدود 10 درجه در روز و شب ها خنک طوری که بخاری روشن میکردیم. خانه ما در بالاترین نقطه روستا قرار داشت . مشرف به همه مناظر و در برخی ساعات غرق در مه. صحنه هایی زیبا که برای اولین بار تجربه شان می کردیم. قبلا تقریبا مشابه ش را دیده بودیم. اما این که 4 روز در آن شرایط باشیم نه. چای آتشی. باران. نیم رو و املت روی آتش. بحث و گفتگو. بازی مافیا و ... و چه زود گذشت آن 4 روز.

برچسب: نویسنده: غزل امیری تاريخ: يکشنبه 21 مرداد 1403 ساعت: 16:48

یکی از همسفران که ساکن رشت بود باید از ما جدا میشد. بنابراین ما هم آن فضای بهشت گونه را رها کردیم و به سمت شهر سرازیر شدیم. در شهر تالش کلید را تحویل میزبان دادیم و با خداحافظی از یکی از همسفران راهی اردبیل شدیم. گردنه حیران و آش دوغی که به نظر میرسد تحت هر شرایطی باید تجربه شود. مخصوصا با سیر فراوان. در اردبیل هم محل اسکانمان عالی بود. یک آپارتمان بزرگ در طبقه 6 و مشرف به دریاچه شورابیل. غروب که خواستیم برویم دریاچه لباس گرم پوشیدیم. هیچ کس از قایق سورای استقبال نکرد به دلیل سرمای هوا. بچه ها سوار کشتی پرنده شدند و بعد از کمی گشت و گذار رفتیم یکی از بهترین رستوران های اردبیل برای شام. و جای تان خالی ...

برچسب: نویسنده: غزل امیری تاريخ: يکشنبه 21 مرداد 1403 ساعت: 16:48

سفر رویایی خنک به پایان رسید. هر چه به تهران نزدیک می شدیم دمای هوا بیشتر میشد. از دمای 10 درجه اردبیل رسیدیم به دمای 45 درجه. محکوم به تحمل گرما. اینجا کولر دیگر جواب نمیدهد. ادارات تا ساعت 10 باز هستند و برخی روزها مثل امروز کلا تعطیل.

برچسب: نویسنده: غزل امیری تاريخ: يکشنبه 21 مرداد 1403 ساعت: 16:48

صفحه بندی